سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
471
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
علوم جديد آشنا مىساخت و نهضتى براى هماهنگ كردن طرز فكر قديم و جديد آغاز كرد . طرز تدريس به سبك قديم را در مدارس دينى و نيز پيچيدگى نظام فكرى بين شيعه و سنى را دوست نداشت . وى مىخواست كه در مركز بزرگ علوم شرقى يعنى دانشگاه « الازهر » و نجف تحصيل كند و تجربيات جديد خود را به كار گيرد . بنابراين در سال 6 - 1935 م براى ورود به دانشگاه الازهر به مصر سفر كرد . قبل از مولانا مجتبى حسن ، دانشگاه الازهر هيچ دانشجوى هندى را براى ادامهء تحصيل نپذيرفته بود و هيچ فرد شيعى در آنجا ديده نمىشد . مولانا نيز بدون اينكه خود را شيعه معرفى كند ، وارد دانشگاه شد . مولانا مجتبى حسن در دانشگاه الازهر ، موضوع تحقيقى خود را تحت عنوان امّالمؤمنين امّ سلمه به تصويب رسانيد و شب و روز زحمت كشيد و در بيش از دو هزار صفحه كار تحقيقى خود را به استادان ارائه داد . هيئت داوران دانشگاه بعد از رسيدگى كامل ، مدرك دكتراى فلسفه و تاريخ و تربيت و اخلاق را به او اعطا كرد . مولانا مجتبى حسن كانپورى از نظريات انقلابى و ادبى علماى بزرگ آگاه شد ، با رهبران بزرگ علم و تحقيق ملاقات كرده بود از جمله روابط محكم و دوستانهء او با حافظ ابراهيم ، شوقى ، طنطاوى جوهرى ، دكتر امين ، حسن ابراهيم حسن ، دكتر طه حسين قابل ذكر است . وى كوشش كرد كه آنان را با علوم آل محمد صلّى اللّه عليه و آله آشنا سازد و در همان زمان بود كه با محمد عبده براى نشر و اشاعهء « نهج البلاغة » تشريك مساعى كرد . همه جا صحبت از تفسير رشيد رضا و طنطاوى جوهرى ، شاگردان محمد عبده بود . در همان زمان مجتبى حسن خواست كه مطالعهء « صحيفهء كامله » عموميت پيدا كند . سرانجام متفكران بزرگ مقالههاى خوبى را دربارهء صحيفه نوشتند . مدت اقامت وى در مصر پنج سال طول كشيد ، بعد از دريافت مدرك دكترا و اندوختن تجربيات فراوان از راه نجف و كربلا در سال 1941 م به لكنهو بازگشت . وى در تاريخ از محققان غربى كمتر مطالعه نداشت و ادبيات عرب را هم خوب مىدانست و مانند اهل همان زبان سخن مىگفت ، ولى فرصت كافى براى تصنيف و تأليف نداشت . در فن خطابت مهارت داشت و سخنرانيهاى او در جوانان اثر مىگذاشت و مورد پسند شيعه و سنى بود . او در مدرسة الواعظين و مدرسهء ناظميه و نيز دانشگاههاى لكنهو و علىگره تدريس مىكرد ، وى عضو هيئت علمى مدرسهء ناظميه و كنفرانس كل شيعهء هند ، و هيئت علمى كل تعليم اسلامى هند و هيئت علمى مدرسه عاليه رامپور و كنگرهء شرقى كل هند ، الواعظ ، سرفراز ، الرضوان بود و در تمام ادارات به عنوان يك ركن مهم شناخته مىشد .